نقد و بررسی فیلم «پرتره بانویی در آتش» (Portrait of a Lady on Fire)؛ 2019
«پرتره بانویی در آتش» ساخته سلین سیاما، یکی از آثار شاخص سینمای فرانسه است. این نقد بدون لو دادن پایان، قصه، زبان تصویری و نقاط قابلبحث فیلم را بررسی میکند.

در جزیرهای دورافتاده، نقاشی مأمور میشود بیآنکه مدلش بداند، پرتره او را برای خواستگاری بکشد. سیاما از این موقعیت، داستانی درباره دیدن و دیده شدن میسازد: تا وقتی نگاه یکطرفه است، تصویر ناقص میماند. رابطه دو زن از مشاهده پنهانی به همکاری و سپس به تجربهای میرسد که هیچ قاب رسمی نمیتواند تمامش را نگه دارد.
مشخصات فیلم: Portrait of a Lady on Fire | 2019 | کارگردان: سلین سیاما | کشور: فرانسه
کارگردانی، تصویر و صدا
فیلم با صبر به دستها، لباس، نور روز و سکوت گوش میدهد. نبود موسیقی متن دائمی باعث میشود صداهای آتش، موج و نفس، وزن پیدا کنند. ترکیببندیها یادآور نقاشیاند، اما شخصیتها داخل قاب زندانی نمیشوند؛ هر تغییر جایگاه در اتاق، نسبت قدرت را عوض میکند. روند کشیدن پرتره به خودِ فرم فیلم تبدیل میشود: نگاه کردن، تصحیح کردن و پذیرفتن اینکه دیگری از تصویر ما فراتر است.
نخستین طرحهای پرتره از نظر فنی شاید قابلقبول باشند، اما مدل در آنها خودش را نمیبیند. اعتراض او نقدی به مهارت بیگفتوگوست: نقاش نمیتواند با مشاهده از دور به حقیقت دیگری برسد. پس فرایند خلق اثر همزمان به فرایند بازنگری در رابطه تبدیل میشود. آتش، نگاه و موسیقی در طول فیلم تکرار میشوند، ولی هر بار جایگاه عاطفی تازهای دارند.
نقد؛ فیلم کجا اثر میگذارد و کجا جای بحث دارد؟
اثر در نشان دادن میل بدون تبدیل بدن به شیء بسیار دقیق است. حضور خدمتکار خانه نیز جهان دو زن را از یک خلوت کاملاً بیتاریخ بیرون میبرد و امکان همبستگی را کنار تفاوت موقعیت اجتماعی میگذارد. ریتم کند و گفتوگوهای کم ممکن است برای مخاطبِ منتظر حادثههای مداوم سرد به نظر برسد؛ این خویشتنداری انتخابی فرمی است تا یک نگاه یا حرکت کوچک معنای بیشتری بگیرد.
این فیلم را کنار «دنبالهرو» میتوان از زاویه تصویر کردن دیگری سنجید. در فیلم برتولوچی، قابهای خیرهکننده گاه شخصیتها را در نظم قدرت حبس میکنند؛ سیاما میپرسد چگونه میتوان زیبایی تصویر را با اختیار کسی که در آن دیده میشود سازگار کرد. همین پرسش، نقد فیلم را از ستایش صرف زیبایی بصری فراتر میبرد.
هنر به عنوان رابطه، نه تصرف
پرتره در آغاز قرار است ابزاری برای قراردادی باشد که درباره آینده مدل بدون حضور او بسته شده است. با تغییر رابطه نقاش و مدل، خودِ عمل کشیدن نیز معنایی دیگر پیدا میکند: دیدن زمانی دقیق میشود که پاسخ دیگری در آن جا داشته باشد. این ایده در گفتوگوهای کوتاه درباره تصویر و در سکوتهای طولانی صورت میگیرد. فیلم بدون خطابه، سیاستِ نگاه را از دل کار عملی هنرمند بیرون میآورد.
حضور غایب مردان
مردانِ تصمیمگیرنده در بخش بزرگی از روایت بیرون قاباند، اما قرارداد ازدواج و قواعد مالکیت بر زمان شخصیتها سایه دارد. سیاما از این غیبت برای ساختن جهانی بیتاریخ استفاده نمیکند؛ برعکس، نشان میدهد فشار قدرت حتی وقتی صاحب آن دیده نمیشود ادامه دارد. فرصت محدود همزیستی زنان به همین دلیل هم آزادکننده است و هم شکننده. زیبایی فیلم از آگاهی به پایانپذیری این فرصت جدا نیست.
سکوت، صرفاً نبود دیالوگ نیست
در بسیاری صحنهها شخصیتها کم حرف میزنند، اما صداهای محیط و تغییر فاصله بدنها اطلاعاتی دقیق میدهند. سیاما به تماشاگر زمان میدهد تا از یک نگاه، تردید یا رضایت را بخواند؛ سپس با واکنش شخصیت دیگر این خوانش را اصلاح میکند. این رفتوبرگشت برای موضوع فیلم حیاتی است: هیچ نگاهی نباید به تفسیر یکطرفه و نهایی بدل شود. فرمِ کمگفتار، تمرینی برای گوش دادن و بازنگری است.
برای بازبینی، نسخههای مختلف پرتره و موقعیت نشستن مدل را مقایسه کنید. تغییر فقط در شباهت چهره نیست؛ در این است که چه کسی درباره تصویر حق نظر دارد. فیلم از چنین جزئیات کاری به بحثی درباره اختیار و عشق میرسد. در عین حال نباید با برچسب «فیلمی زیبا» اختلاف طبقاتی و محدودیت زمانی رابطه را محو کرد. زیبایی قابها درست به خاطر آگاهی به این محدودیتها دردناک میشود.
راهنمای تماشا و ارزش بازبینی
«پرتره بانویی در آتش» را با دقت به اینکه چه کسی نگاه میکند و چه کسی حق پاسخ دادن دارد ببینید. فیلم درباره خاطرهای است که پس از پایان یک موقعیت نیز ادامه پیدا میکند، اما برای اثرگذاری به افشای پایان نیاز ندارد. برای علاقهمندان به فیلمبرداری، طراحی صدا و روایت عاشقانه دور از کلیشه، تماشایی و قابل بحث است.
اشاره به اسطوره اورفئوس در فیلم به شکلی ظریف، مسئله نگاه کردن به گذشته را نیز مطرح میکند. آیا بازگشت نگاه، خاطره را حفظ میکند یا جدایی را قطعیتر میسازد؟ سیاما پاسخ را در یک گفتوگوی نظری حبس نمیکند؛ شیوه نگاه شخصیتها در طول فیلم آن را دوباره میسازد. از این رو پرتره فقط یادگار یک رابطه نیست، سندی از مذاکره درباره دیدن است. تماشای دوباره، جزئیاتی را آشکار میکند که بار نخست زیر فشار سرنوشت عاشقانه پنهان ماندهاند.
پرسشی برای گفتوگو
یک تصویر در چه لحظهای به همکاری تبدیل میشود؟ مهارت نقاش به تنهایی کافی نیست؛ مدل باید بتواند آنچه از خود میبیند رد یا اصلاح کند. پرسش فیلم درباره پرتره، به رابطه تماشاگر با هر تصویر نیز میرسد: آیا کسی که دیده میشود حق دارد در معنای دیده شدن خود سهمی داشته باشد؟
برای دیدن نسبتهای تاریخی و فرمی، نقد «آناتومی یک سقوط» و «توهم بزرگ» را هم بخوانید. اطلاعات تکمیلی و زمینه سینمایی را میتوان در مطالب مؤسسه فیلم بریتانیا بررسی کرد.
پرسشهای متداول
داستان فیلم «پرتره بانویی در آتش» درباره چیست؟
در جزیرهای دورافتاده، نقاشی مأمور میشود بیآنکه مدلش بداند، پرتره او را برای خواستگاری بکشد.
در کارگردانی «پرتره بانویی در آتش» به چه چیزی توجه کنیم؟
فیلم با صبر به دستها، لباس، نور روز و سکوت گوش میدهد.
نکته قابلبحث فیلم «پرتره بانویی در آتش» چیست؟
اثر در نشان دادن میل بدون تبدیل بدن به شیء بسیار دقیق است.


