نقد فیلم مصائب ژاندارک؛ چهره به جای شکوه تاریخی
مصائب ژاندارک محاکمه را به مواجههای میان چهرهای آسیبپذیر و دستگاهی مطمئن از اقتدار خود تبدیل میکند. درایر عظمت تاریخی را از میدان جنگ به صورت، اشک و پرسش منتقل میکند؛ فاصله قدرت با انسان در اندازه یک نما دیده میشود.

نقد فیلم مصائب ژاندارک
مصائب ژاندارک محاکمه را به مواجههای میان چهرهای آسیبپذیر و دستگاهی مطمئن از اقتدار خود تبدیل میکند. درایر عظمت تاریخی را از میدان جنگ به صورت، اشک و پرسش منتقل میکند؛ فاصله قدرت با انسان در اندازه یک نما دیده میشود.
مشخصات: The Passion of Joan of Arc | 1928 | کارگردان: کارل تئودور درایر
چهره به جای شکوه تاریخی
کلوزآپهای ماریا فالکونتی و قابهایی با فضای نامتعارف، امنیت دیدن یک صحنه منظم را از ما میگیرند. دیوارهای روشن و زاویههای متفاوت، چهره قضات را قطعهقطعه و فشار سؤالها را جسمی میکنند. کمکردن آرایش و دکورِ نمایشی اجازه میدهد اضطراب از چشم و دهان منتقل شود.
نقد فیلم مصائب ژاندارک؛ نقاط قوت و محل بحث
شدت مداوم رنج ممکن است تجربه تماشا را یکسویه کند و امکان فاصله انتقادی را کم کند. فیلم بیش از زندگی سیاسی ژاندارک، بر بدن و ایمان او تمرکز دارد؛ بنابراین جایگزین تاریخخوانی نیست. بااینحال این محدودکردن میدان، سازوکار سلطه را دقیق میکند: پرسش وقتی پاسخ مجازش از پیش تعیین شده، شکل دیگری از اجبار است.
هنگام تماشا به چه توجه کنیم؟
نسخههای فیلم موسیقی و گاه سرعت نمایش متفاوتی دارند. از کیفیت نسخه و مرمت آن مطمئن شوید؛ در این اثر خوانایی کوچکترین تغییر صورت برای تجربه تماشا ضروری است.
چهره در برابر دستگاه قضاوت
مصائب ژاندارک بخش بزرگی از فضا را از طریق صورتها میسازد. تماشاگر کمتر با نمایی عمومی روبهرو میشود که همه موقعیت را آرام و روشن توضیح دهد. نزدیکی به چهره ژاندارک و داوران، تجربه بازجویی را به رابطهای از نگاه، پرسش و انتظار تبدیل میکند. این انتخاب به معنای حذف نهاد نیست؛ نهاد در تکثر چهرههایی دیده میشود که حق پرسیدن و ارزیابی دارند. در برابر آنان، یک صورت باید پیوسته پاسخ بدهد. نابرابری از همین تقسیم نقش آشکار میشود، حتی پیش از آنکه تماشاگر به معنای کامل هر پرسش برسد.
دریر تصویر را به شاهدی برای حقیقت ساده تبدیل نمیکند. نگاه و اشک میتوانند ما را به شخصیت نزدیک کنند، اما فیلم همزمان نشان میدهد که داوران همان رفتارها را در نظام تفسیری دیگری میخوانند. کسی که از ترس یا فشار مکث میکند، ممکن است متهم به تردید شود. گفتار او در برابر قواعدی قرار دارد که خودش تعیین نکرده است. پرسش اصلی فقط درست یا غلط بودن پاسخ نیست؛ باید دید آیا ساختار داوری اصلاً امکان شنیدن تجربه او را فراهم میکند. فیلم رنج این بیاختیاری را با فشار زمانی و بصری صحنهها قابل احساس میسازد.
بازی فالکونتی و پرهیز از نمایش قهرمانی ساده
اجرای فالکونتی بر تفاوتهای ظریف نگاه و حرکت صورت تکیه دارد. ژاندارک همیشه با اطمینانی کامل روبهروی دیگران نمیایستد. ترس، خستگی و تردید درباره پیامد پاسخ در او قابل مشاهده است. همین آسیبپذیری باعث میشود پایداری شخصیت از شکل تمثال قهرمان بیرون بیاید. کسی که درد را حس نمیکند، برای ایستادگی هزینهای متفاوت دارد؛ فیلم به بدنی توجه میکند که فشار را تحمل میکند و همچنان باید تصمیم بگیرد. احساس تماشاگر از نزدیک ماندن به این فرآیند میآید، نه فقط از دانستن سرگذشت تاریخی شخصیت.
فیلم صامت است، اما سکوت به معنای نبود تجربه شنیدن نیست. میاننویسها گفتگو را بخشبندی میکنند و صورتها زمان پاسخ را پر میکنند. نسخهها و همراهیهای موسیقایی متفاوت میتوانند لحن تجربه را تغییر دهند؛ موسیقی ممکن است تأثر را تقویت کند یا فاصلهای دیگر بسازد. برای نقد دقیق باید به نسخه تماشا توجه داشت و موسیقی را ویژگی ثابت همه نمایشها فرض نکرد. با این حال قدرت صورتها مستقل از یک همراهی خاص قابل بررسی است. نگاه کردن به زمان پیش و پس از هر میاننویس، نشان میدهد چگونه واکنش تصویری چیزی فراتر از محتوای جمله میسازد.
قطعهقطعه شدن فضا و فقدان جای امن
قابها اغلب امکان استقرار راحت در فضای صحنه را کم میکنند. زاویهها و فاصلهها متفاوتاند و تماشاگر بهسادگی نمیتواند برای همه افراد نقشهای ثابت بسازد. این کیفیت با تجربه کسی هماهنگ است که محیط را در اختیار ندارد. از هر سمت ممکن است پرسشی یا قضاوتی برسد و حضور جمعی داوران از یک مواجهه خصوصی بزرگتر است. حذف بخشی از اطلاعات فضایی، تمرکز را بر فشار رابطه قرار میدهد. در نتیجه شکل بصری فقط زینت مضمون نیست؛ نابرابری را در نحوه تماشا بازتولید میکند.
شدت نمای نزدیک و تأکید بر رنج میتواند برای بعضی مخاطبان طاقتفرسا باشد. همچنین روایت عمدتاً بر تجربه ژاندارک تمرکز میکند و امکان شناخت زندگی مستقل داوران محدود است. این انتخاب به قدرت اخلاقی اثر کمک میکند، ولی پیچیدگی طرف مقابل را به همان اندازه گسترش نمیدهد. در بازبینی، میتوان به تغییر نگاه ژاندارک هنگام مواجهه با نشانه حمایت یا تهدید توجه کرد. فیلم از همین تغییرات، فاصله میان فرد و دستگاه قضاوت را میسازد. آنچه باقی میماند فقط تصویر مصیبت نیست؛ پرسشی درباره امکان شنیدن انسانی است که دیگران از پیش برای تجربهاش نام تعیین کردهاند.
ادامه مسیر تماشا
این نقد بخشی از انتخاب ۱۲۰ فیلم برتر تاریخ سینما است. برای مقایسه زبان سینمایی، نقد نقد و بررسی فیلم «زندگی شیرین» (La Dolce Vita)؛ 1960 را نیز بخوانید.
منابع اطلاعات فیلم و تصویر: مشخصات و عوامل فیلم؛ معیار مقایسه تاریخی: نظرسنجی سایتاندساوند. تحلیل و ارزیابی این متن، دیدگاه تحریریه این مجموعه است و از رتبه یا امتیاز مخاطبان نقل نشده است.
پوستر برای شناسایی اثر استفاده شده است؛ حقوق تصویر متعلق به صاحبان فیلم است. نام مأخذ تصویر در متن جایگزین آمده است.
پرسشهای متداول
فیلم مصائب ژاندارک ساخته چه کسی و محصول چه سالی است؟
کارل تئودور درایر؛ 1928.
محور این نقد چیست؟
چهره به جای شکوه تاریخی؛ بررسی شیوه روایت و اجرا در کنار نقاط قابلبحث فیلم.
آیا پایان فیلم در این نقد افشا میشود؟
پایان و چرخشهای تعیینکننده قصه بازگو نشدهاند؛ برای تماشای اول قابل خواندن است.


