PARUDUXآکادمی سینما پارادوکس
فیلمسازی

از یک اتفاق ساده تا اتوپیا؛ راهنمای سینمای سهراب شهید ثالث

تیم آکادمی سینما پارادوکس۵ دقیقه مطالعه
خلاصه در یک نگاه

سهراب شهید ثالث از چهره‌های مهم سینمای مینیمال ایران است که پس از دو فیلم بلند ایرانی، بخش عمده کارنامه‌اش را در آلمان ساخت. این راهنما فیلم‌های مهم او را از یک اتفاق ساده و طبیعت بی‌جان تا در غربت، نظم و اتوپیا معرفی می‌کند.

خیابان Kreuzbergstraße در برلین، عکس Assenmacher، منبع Wikimedia Commons

سهراب شهید ثالث یکی از مهم‌ترین فیلمسازانی است که برای فهم سینمای مینیمال و واقع‌گرای ایران باید دوباره به سراغش رفت. دو فیلم بلند نخست او، یک اتفاق ساده و طبیعت بی‌جان، در ایران ساخته شدند و خیلی زود زبان مشخصی را نشان دادند: قاب‌های صبور، تکرار کار روزمره، آدم‌های کم‌حرف و توجه به زندگی کسانی که معمولاً در مرکز درام قرار نمی‌گیرند.

بعد از مهاجرت به آلمان غربی، این زبان تغییر کرد اما از بین نرفت. تنهایی، کار، جابه‌جایی و فرسودگی اجتماعی در فیلم‌های آلمانی او شکل تازه‌ای پیدا کردند.

یک اتفاق ساده؛ کودکی بدون احساسات‌گرایی

یک اتفاق ساده محصول ۱۹۷۳ درباره پسر نوجوانی در شمال ایران است. زندگی او از مدرسه، خانه، کار و رفت‌وآمدهای تکراری ساخته شده است.

فیلم به‌جای اینکه کودک را در مرکز یک قصه پرحادثه قرار دهد، زمان روزمره او را ثبت می‌کند. اتفاق مهم فیلم وقتی رخ می‌دهد که ما از قبل با ریتم زندگی شخصیت آشنا شده‌ایم.

این انتخاب باعث می‌شود حادثه نه به‌عنوان نقطه اوج ملودرام، بلکه به‌عنوان تغییری در یک زندگی عادی احساس شود.

BFI در فهرست‌های منتقدان خود از A Simple Event به‌عنوان یکی از آثار شاخص شهید ثالث و سینمای مینیمال ایران یاد کرده است: صفحه BFI.

در مقاله یک اتفاق ساده و در غربت این فیلم را در کنار نخستین اثر آلمانی مهم او بررسی کرده‌ایم.

طبیعت بی‌جان؛ کار به‌عنوان ریتم

طبیعت بی‌جان محصول ۱۹۷۴ درباره پیرمردی است که در یک ایستگاه راه‌آهن دورافتاده کار می‌کند و همراه همسرش زندگی ساده و تکرارشونده‌ای دارد.

فیلم از تکرار کارهای روزمره نمی‌ترسد. بازکردن مسیر، علامت‌دادن، نشستن، بافتن و غذاخوردن بارها دیده می‌شوند.

اگر در سینمای کلاسیک تکرار معمولاً حذف می‌شود تا داستان سریع‌تر جلو برود، شهید ثالث آن را نگه می‌دارد تا خود زمان به موضوع تبدیل شود.

این فیلم در جشنواره برلین ۱۹۷۴ مورد توجه قرار گرفت و خرس نقره‌ای دریافت کرد. برای تحلیل جزئی‌تر میزانسن و زمان، مقاله طبیعت بی‌جان را بخوانید.

در غربت؛ همان نگاه در برلین

پس از ترک ایران، شهید ثالث در غربت را در آلمان غربی ساخت. این فیلم درباره کارگران مهاجر و تجربه زیستن در فضایی است که شخصیت در آن حضور دارد اما احساس تعلق کامل نمی‌کند.

موضوع مهاجرت در فیلم با سخنرانی توضیح داده نمی‌شود. اتاق، محل کار، خیابان و سکوت شخصیت‌ها خودشان وضعیت را می‌سازند.

همین انتقال از شمال ایران به برلین نشان می‌دهد سبک شهید ثالث فقط محصول یک جغرافیا نبود. او می‌توانست همان نگاه به کار، تنهایی و حاشیه را در محیط اجتماعی دیگری ادامه دهد.

بلوغ و دفترچه خاطرات یک عاشق

در بلوغ یا Reifezeit، شهید ثالث دوباره سراغ زندگی جوان و فشارهای محیطی می‌رود. فیلم به‌جای رشد قهرمانانه، بلوغ را به‌عنوان فرایندی پیچیده و گاهی فرساینده می‌بیند.

دفترچه خاطرات یک عاشق یا Tagebuch eines Liebenden نیز نمونه‌ای از علاقه او به آدم‌های تنها و زندگی‌هایی است که در حاشیه نظم اجتماعی حرکت می‌کنند.

این آثار شاید به‌اندازه دو فیلم ایرانی او شناخته‌شده نباشند، اما برای دیدن ادامه زبان بصری و ریتم شهید ثالث اهمیت دارند.

نظم؛ زندگی بورژوایی و فروپاشی درونی

نظم یا Ordnung از آثار مهم دوره آلمانی است. شخصیت اصلی در زندگی روزمره‌ای گرفتار شده که ظاهراً مرتب است اما به‌تدریج فشار درونی آن آشکار می‌شود.

شهید ثالث برای نشان‌دادن بحران، به انفجارهای نمایشی وابسته نیست. تغییرهای کوچک در رفتار و تحمل شخصیت کافی‌اند.

Arsenal Berlin در برنامه‌ای درباره این فیلم، آن را در زمینه کارنامه مهاجرتی شهید ثالث قرار داده و فیلم‌شناسی او را نیز منتشر کرده است: Ordnung در Arsenal.

اتوپیا؛ یکی از تلخ‌ترین آثار متأخر

اتوپیا محصول ۱۹۸۳ یکی از آثار بلند و سخت‌گیرانه شهید ثالث است. فیلم در فضایی بسته و خشن، روابط قدرت و استثمار را دنبال می‌کند.

ریتم همچنان صبور است، اما فضای فیلم از سکون آثار اولیه تیره‌تر و فشرده‌تر می‌شود.

برای کسی که تازه وارد سینمای او می‌شود، اتوپیا شاید بهترین شروع نباشد. بهتر است بعد از طبیعت بی‌جان و در غربت دیده شود تا تحول زبان او قابل تشخیص باشد.

چه چیزی فیلم‌های سهراب شهید ثالث را به هم وصل می‌کند؟

ویژگیشکل حضور در آثار
تکرارکار، مسیر، غذا، انتظار
قاب ثابتمشاهده بدون هدایت شدید تماشاگر
شخصیت حاشیه‌ایکودک، کارگر، مهاجر، سالمند
سکوتجایگزین توضیح روان‌شناختی
زمان طولانیتجربه زندگی به‌جای خلاصه‌کردن آن

این عناصر همیشه به یک شکل استفاده نمی‌شوند، اما ستون اصلی کارنامه او را می‌سازند.

تفاوت شهید ثالث با مینیمالیسم تزئینی

گاهی «کند بودن» به‌تنهایی به‌عنوان سبک در نظر گرفته می‌شود. در آثار شهید ثالث، طول نما فقط زیبایی‌شناسی نیست.

وقتی یک کارگر چند بار همان حرکت را انجام می‌دهد، تکرار درباره شرایط زندگی او اطلاعات می‌دهد.

وقتی یک شخصیت در سکوت غذا می‌خورد، غیاب گفت‌وگو بخشی از رابطه او با محیط است.

پس اگر بخواهیم از او یاد بگیریم، تقلید طول پلان کافی نیست. باید بدانیم چرا زمان را نگه می‌داریم.

مسیر پیشنهادی تماشا

برای شروع:

  1. طبیعت بی‌جان
  2. یک اتفاق ساده
  3. در غربت
  4. نظم
  5. اتوپیا

بعد می‌توانید سراغ بلوغ، دفترچه خاطرات یک عاشق و آثار تلویزیونی بروید.

برای شناخت سینمای ایران در کنار او، دیدن آثار عباس کیارستمی هم مقایسه جالبی می‌سازد. راهنمای فیلم‌های کیارستمی مسیر دیگری از مینیمالیسم و واقعیت را نشان می‌دهد.

جمع‌بندی

سینمای سهراب شهید ثالث درباره آدم‌هایی است که معمولاً داستان‌های بزرگ به آن‌ها توجه نمی‌کنند. او با کم‌کردن حادثه و توضیح، زمان و کار روزمره را در مرکز قرار می‌دهد.

مسیر او از ایران به آلمان نشان می‌دهد این نگاه محدود به یک کشور نبود. موضوع اصلی، تجربه انسان در ساختارهایی بود که زندگی را به تکرار، کار و انتظار تبدیل می‌کنند.

پرسش‌های متداول

برای شروع سینمای سهراب شهید ثالث چه فیلمی ببینیم؟

طبیعت بی‌جان برای شناخت ریتم و میزانسن او و یک اتفاق ساده برای دیدن ریشه‌های نگاهش در ایران انتخاب‌های مناسبی‌اند.

شهید ثالث فقط در ایران فیلم ساخت؟

نه. بعد از دو فیلم بلند ایرانی، در آلمان غربی به کار ادامه داد و آثار متعددی برای سینما و تلویزیون ساخت.

سینمای شهید ثالث چه ویژگی‌هایی دارد؟

ریتم آرام، تکرار، توجه به کار روزمره، سکوت، قاب‌های ثابت و شخصیت‌های حاشیه‌ای از ویژگی‌های شناخته‌شده آثار او هستند.

#سهراب شهید ثالث#یک اتفاق ساده#طبیعت بی‌جان#در غربت#اتوپیا#سینمای ایران