PARADOXآکادمی سینما پارادوکس
معرفی فیلم

نقد و بررسی فیلم «بال‌های اشتیاق» (Wings of Desire)؛ 1987

مهزیار موسوی۵ دقیقه مطالعه
خلاصه در یک نگاه

«بال‌های اشتیاق» ساخته ویم وندرس، یکی از آثار شاخص سینمای آلمان است. این نقد بدون لو دادن پایان، قصه، زبان تصویری و نقاط قابل‌بحث فیلم را بررسی می‌کند.

پوستر فیلم بال‌های اشتیاق (Wings of Desire)، محصول 1987

فرشته‌ای در برلینِ دوپاره به اندیشه‌های آدم‌ها گوش می‌دهد و آرزو می‌کند به جای مشاهده ابدی، زندگی محدود انسانی را تجربه کند. وندرس از ایده‌ای خیال‌انگیز برای پرسشی بسیار زمینی استفاده می‌کند: لمس، درد، رنگ و گذر زمان چه ارزشی دارند؟ شهر در فیلم فقط مکان قصه نیست؛ حافظه‌ای است که صدای نسل‌های مختلف از آن می‌گذرد.

مشخصات فیلم: Wings of Desire | 1987 | کارگردان: ویم وندرس | کشور: آلمان

کارگردانی، تصویر و صدا

فیلم میان سیاه‌وسفید و رنگ حرکت می‌کند و این تغییر را به ابزار ساده نمایش «خوب» و «بد» تقلیل نمی‌دهد. نگاه فرشته می‌تواند همه‌جا حاضر باشد، اما از تجربه جسمانی محروم است. حرکت آرام دوربین در کتابخانه، خیابان و سیرک، به فکرهای گذرا فرصت شنیده شدن می‌دهد. حضور روایت‌گر سالخورده و تصاویر دیوار برلین، میل شخصی به زیستن را به تاریخ شهر پیوند می‌زنند.

کتابخانه در فیلم فقط مکانی برای انباشت دانش نیست؛ صداهای فکر آدم‌ها در آن روی هم قرار می‌گیرند و فرشته‌ها بیش از کلمات کتاب، به زندگی خوانندگان گوش می‌دهند. در سوی دیگر، سیرک فضایی موقت و رو به پایان است. میان این دو مکان، میل دامیِل به زندگی محدود شکل می‌گیرد: ارزش تجربه از فناپذیری آن جدا نیست.

نقد؛ فیلم کجا اثر می‌گذارد و کجا جای بحث دارد؟

شعرگونگی دیالوگ‌ها و طول مکث‌ها ممکن است برای تماشاگرِ خواهان داستان پرحادثه دشوار باشد. گاهی نیز نگاه فرشته به آدم‌ها آن‌قدر مهربان است که تضاد اجتماعی زیر لطافت تصویر کم‌رنگ می‌شود. با این همه، فیلم در بهترین لحظه‌ها از احساساتی‌گری می‌گریزد: انتخاب انسان شدن به معنای پذیرفتن فقدان و محدودیت است، نه رسیدن به خوشبختی تضمین‌شده.

فیلم را با «ققنوس» مقایسه کنید: هر دو برلین را شهری با حافظه زخمی می‌بینند، اما وندرس به صداهای هم‌زمان و امکان حضور در اکنون نزدیک می‌شود، در حالی که پتسولت از یک فرد می‌پرسد آیا بعد از فاجعه می‌توان گذشته را بازشناخت. این تفاوت نشان می‌دهد شهر چگونه در دو دوره تاریخی، نقش متفاوتی در درام پیدا می‌کند.

برلین به عنوان حافظه شنیداری

فیلم پیش از فرو ریختن دیوار برلین ساخته شد و دوپارگی شهر در تصویر و مسیر حرکت شخصیت‌ها حضور دارد. با این حال وندرس تاریخ را فقط با نشانه معماری ثبت نمی‌کند. صداهای فکرِ آدم‌ها، خاطره جنگ و دغدغه‌های روزمره کنار هم می‌آیند تا شهر از یک کارت‌پستال سیاسی پیچیده‌تر شود. فرشته‌ها به همه این صداها دسترسی دارند، ولی نمی‌توانند جای کسی زندگی کنند؛ دانستنِ همه چیز با حضور داشتن یکی نیست.

رنگ چه چیزی را عوض می‌کند؟

تغییر رنگ را می‌توان نشانه ورود به تجربه حسی دانست، اما فیلم آن را به درس تصویری ساده تبدیل نمی‌کند. جهان سیاه‌وسفید نیز زیبا و سرشار از جزئیات است. پرسش این است که زیباییِ مشاهده تا کجا کافی است وقتی لمس و انتخاب از دسترس بیرون‌اند. وندرس رنگ را به هزینه و مسئولیت زندگی پیوند می‌زند؛ محدود شدن دید می‌تواند در عوض امکان نزدیک شدن به دیگری را بدهد.

نگاه کردن یا زندگی کردن

فرشته می‌تواند به درون فکر آدم‌های بسیار راه یابد، اما همین فراوانی تجربه دیگران، خلأ تجربه شخصی او را بیشتر می‌کند. فیلم برای نشان دادن این مسئله به جدل فلسفی خشک نیاز ندارد؛ کافی است به دست، غذا، سرما و وزن بدن برگردد. در بازبینی، هر بار که یک حس جسمانی نام برده یا تصویر می‌شود علامت بگذارید. فهرست این جزئیات، مسیر میل شخصیت را روشن‌تر از خلاصه داستان نشان می‌دهد.

وندِرس به شهر با مهربانی نگاه می‌کند، اما برلین فیلم فقط مجموعه نماهای زیبا نیست. حضور دیوار و حافظه جنگ، امکان همدلی را در مکانی تاریخی قرار می‌دهد. نقد منصفانه باید هم لحن شاعرانه و هم خطر رمانتیک شدن رنج را ببیند. فیلم گاهی به لطافت بیش از حد نزدیک می‌شود؛ در بهترین لحظه‌ها یادآور است که انتخاب زندگی یعنی پذیرفتن محدودیت واقعی، نه صرفاً دیدن رنگ‌های بیشتر.

راهنمای تماشا و ارزش بازبینی

«بال‌های اشتیاق» را با صبر و با صدای خوب تماشا کنید؛ زمزمه‌ها و لایه‌های صوتی بخشی از معماری فیلم‌اند. به تفاوت شیوه دیدن و شنیدن فرشته و آدم‌ها توجه کنید. فیلم برای کسی که به نسبت سینما با شهر، خاطره و میل به حضور علاقه دارد، تجربه‌ای آرام و ماندگار است.

پیتر فالک در فیلم حضوری بازیگوش دارد و مرز مستند، بازیگری و افسانه را نرم می‌کند. این حضور یادآور می‌شود میل فرشته به انسان شدن فقط ایده‌ای بلندپروازانه نیست؛ با جزئیات پیش‌پاافتاده معاشرت و کار نیز پیوند دارد. وندرس با چنین لحظه‌هایی از سنگینی شعر و فلسفه می‌کاهد. برای بعضی تماشاگران فیلم همچنان کند خواهد بود، اما همین کندی فرصتی است برای شنیدن صداهایی که در روایت شهریِ پرشتاب معمولاً گم می‌شوند. صبر، بخشی از موضوع فیلم است.

پرسشی برای گفت‌وگو

اگر فرشته بتواند فکر همه را بشنود، چرا هنوز احساس کمبود می‌کند؟ فیلم میان آگاهی از زندگی دیگران و مشارکت در یک زندگی تمایز می‌گذارد. این پرسش ساده راهی است برای فهم مکث‌های بلند اثر و اینکه لمس و محدودیت، در برابر دانایی بی‌پایان چه ارزشی پیدا می‌کنند.

برای دیدن نسبت‌های تاریخی و فرمی، نقد «بدو لولا بدو» و «مطب دکتر کالیگاری» را هم بخوانید. اطلاعات تکمیلی و زمینه سینمایی را می‌توان در مطالب مؤسسه فیلم بریتانیا بررسی کرد.

پرسش‌های متداول

داستان فیلم «بال‌های اشتیاق» درباره چیست؟

فرشته‌ای در برلینِ دوپاره به اندیشه‌های آدم‌ها گوش می‌دهد و آرزو می‌کند به جای مشاهده ابدی، زندگی محدود انسانی را تجربه کند.

در کارگردانی «بال‌های اشتیاق» به چه چیزی توجه کنیم؟

فیلم میان سیاه‌وسفید و رنگ حرکت می‌کند و این تغییر را به ابزار ساده نمایش «خوب» و «بد» تقلیل نمی‌دهد.

نکته قابل‌بحث فیلم «بال‌های اشتیاق» چیست؟

شعرگونگی دیالوگ‌ها و طول مکث‌ها ممکن است برای تماشاگرِ خواهان داستان پرحادثه دشوار باشد.

#بال‌های اشتیاق#Wings of Desire#سینمای آلمان#نقد فیلم#ویم وندرس