PARUDUXآکادمی سینما پارادوکس
معرفی فیلم

نقد فیلم پرسونا؛ سکوت هم می‌تواند کنش باشد

تحریریه پارادوکس۵ دقیقه مطالعه
خلاصه در یک نگاه

پرسونا دو زن را در فضایی محدود روبه‌روی هم قرار می‌دهد: بازیگری که سکوت کرده و پرستاری که برای او حرف می‌زند. برگمان به‌تدریج رابطه مراقبت را به رابطه قدرت تبدیل می‌کند. حرف‌زدن ممکن است صمیمیت بسازد، اما می‌تواند گوینده را نیز بی‌دفاع کند.

پوستر فیلم پرسونا (1966)؛ مأخذ: TMDB

نقد فیلم پرسونا

پرسونا دو زن را در فضایی محدود روبه‌روی هم قرار می‌دهد: بازیگری که سکوت کرده و پرستاری که برای او حرف می‌زند. برگمان به‌تدریج رابطه مراقبت را به رابطه قدرت تبدیل می‌کند. حرف‌زدن ممکن است صمیمیت بسازد، اما می‌تواند گوینده را نیز بی‌دفاع کند.

مشخصات: Persona | 1966 | کارگردان: اینگمار برگمان

سکوت هم می‌تواند کنش باشد

کلوزآپ‌های چهره، فاصله‌های کوتاه و تغییر نسبت روشنایی و تاریکی، گفتگو را به نبردی بی‌صدا تبدیل می‌کنند. بیبی اندرسون با جریان تند اعتراف و تردید، در برابر صورت مهارشده لیو اولمان قرار می‌گیرد. تصویرهای گسسته و اشاره به خودِ فیلم، خیال تماشای واقعیتی بی‌واسطه را مختل می‌کنند.

نقد فیلم پرسونا؛ نقاط قوت و محل بحث

نمادها آن‌قدر فشرده‌اند که ممکن است مخاطب به‌جای تجربه رابطه، مشغول حل جدول شود. خواندن دو زن به‌عنوان «یک نفر» فقط یکی از مسیرهای تفسیر است و نباید تفاوت جایگاهشان را پاک کند. فیلم وقتی گیراتر است که ببینیم چه کسی امکان سکوت دارد و چه کسی برای دیده‌شدن ناچار به توضیح‌دادن است.

هنگام تماشا به چه توجه کنیم؟

قرار نیست در تماشای اول همه تصاویر را رمزگشایی کنید. واکنش‌های صورت، مکث پس از اعتراف و تغییر لحن پرستار را دنبال کنید؛ این جزئیات از فرمول‌های کلی درباره هویت دقیق‌ترند.

سکوت الیزابت و حرف زدن آلما

پرسونا رابطه دو زن را بر تفاوتی بنا می‌کند که در ابتدا ساده به نظر می‌رسد: یکی حرف نمی‌زند و دیگری برای مراقبت از او سخن می‌گوید. اما سکوت به‌تدریج از نشانه ناتوانی یا بیماری فاصله می‌گیرد و کیفیتی فعال پیدا می‌کند. کسی که پاسخ نمی‌دهد، می‌تواند دیگری را به ادامه توضیح و آشکار کردن خود وادار کند. آلما با این تصور وارد رابطه می‌شود که می‌داند چه مسئولیتی دارد، اما در فضای نزدیک و دور از محیط معمول، مرز حرفه‌ای و شخصی ضعیف‌تر می‌شود. او به شنیده شدن احتیاج پیدا می‌کند، در حالی که از معنای سکوت شنونده مطمئن نیست.

این موقعیت را نمی‌توان فقط به اختلاف میان زن قوی و زن ضعیف خلاصه کرد. حرف زدن آلما می‌تواند هم نشانه اعتماد باشد و هم راهی برای مقابله با اضطراب. سکوت الیزابت نیز ممکن است برای او فاصله‌ای محافظ ایجاد کند و برای دیگری تجربه بی‌پاسخ ماندن بسازد. برگمان قدرت را در رفتارهای ظریف جابه‌جا می‌کند. کسی که ظاهراً نیازمند مراقبت است، لزوماً کمترین اختیار را در رابطه ندارد. فیلم از تماشاگر می‌خواهد درباره میزان آگاهی هر طرف تردید کند و به‌سادگی یک رفتار را نشانه حقیقت درونی شخصیت نداند.

چهره در فاصله نزدیک

نمای نزدیک در پرسونا صورت را به محلی برای تماشای تغییرات کوچک تبدیل می‌کند. اما نزدیکی تصویر تضمین‌کننده دسترسی به ذهن نیست. ممکن است چشم، لب و پوست را با وضوح ببینیم و همچنان درباره قصد شخص نامطمئن بمانیم. فیلم این تناقض را حفظ می‌کند. چهره‌ها اطلاعات می‌دهند، ولی نمی‌توانند همه نیاز ما به توضیح را برآورده کنند. وقتی ترکیب‌بندی دو زن را نزدیک هم یا در نسبتی ناآرام قرار می‌دهد، شباهت و تفاوت هم‌زمان ظاهر می‌شوند. به همین دلیل تصویر را نباید فقط شاهدی برای یکی بودن شخصیت‌ها دانست؛ خود عمل مقایسه کردن بخشی از مسئله فیلم است.

بازی بیبی آندرسون به گفتار طولانی، تغییر لحن و عبور میان اطمینان و آسیب‌پذیری احتیاج دارد. لیو اولمان باید بخش زیادی از حضورش را با شنیدن، نگاه و حرکت محدود بسازد. تفاوت این دو اجرا رابطه را زنده می‌کند، زیرا تماشاگر پیوسته میان آنچه گفته شده و واکنشی که دریافت کرده رفت‌وبرگشت دارد. صحنه‌های گفتگو از نظر کلامی نامتوازن‌اند، اما از نظر توجه بصری چنین نیستند. حتی وقتی آلما سخن می‌گوید، صورت الیزابت می‌تواند جهت برداشت ما را عوض کند. سکوت از این راه در ساختار صحنه سهم پیدا می‌کند.

فیلمی که ساختن تصویر را پنهان نمی‌کند

تصاویر آغازین و اختلال در تداوم معمول، اجازه نمی‌دهند جهان داستان کاملاً شفاف و مستقل از رسانه به نظر برسد. ما با فیلمی مواجهیم که حضور دستگاه نمایش و ساخته شدن تصویر را یادآوری می‌کند. این یادآوری صرفاً بازی روشنفکرانه نیست؛ با موضوع اجرا کردن نقش و خواندن صورت دیگری ارتباط دارد. همان‌گونه که شخصیت‌ها می‌کوشند از ظاهر به حقیقت برسند، تماشاگر نیز می‌خواهد پشت تصویر چیزی ثابت پیدا کند. فیلم نشان می‌دهد این خواسته همیشه پاسخی مطمئن ندارد. شکل ارائه، در معنایی که از شخصیت می‌سازیم دخالت می‌کند.

ابهام پرسونا می‌تواند برای بعضی مخاطبان جذاب و برای برخی فرساینده باشد. روایت اطلاعات کافی برای حل همه پرسش‌ها عرضه نمی‌کند و بخش‌هایی به منطق تداعی نزدیک می‌شوند. نقد منصفانه باید بپذیرد که پیچیدگی به‌تنهایی ارزش نمی‌سازد؛ باید دید هر انتخاب چگونه تجربه رابطه را تغییر می‌دهد. در بازبینی، دنبال کردن اینکه چه وقت آلما گمان می‌کند فهمیده شده و چه وقت این اطمینان می‌شکند، راهی روشن برای ورود به اثر است. فیلم بیش از ارائه تشخیص قطعی درباره دو زن، ما را با هزینه میل به شناخت کامل دیگری روبه‌رو می‌کند.

ادامه مسیر تماشا

این نقد بخشی از انتخاب ۱۲۰ فیلم برتر تاریخ سینما است. برای مقایسه زبان سینمایی، نقد نقد و بررسی «برخورد کوتاه» (Brief Encounter)؛ 1945 را نیز بخوانید.

منابع اطلاعات فیلم و تصویر: مشخصات و عوامل فیلم؛ معیار مقایسه تاریخی: نظرسنجی سایت‌اندساوند. تحلیل و ارزیابی این متن، دیدگاه تحریریه این مجموعه است و از رتبه یا امتیاز مخاطبان نقل نشده است.

پوستر برای شناسایی اثر استفاده شده است؛ حقوق تصویر متعلق به صاحبان فیلم است. نام مأخذ تصویر در متن جایگزین آمده است.

پرسش‌های متداول

فیلم پرسونا ساخته چه کسی و محصول چه سالی است؟

اینگمار برگمان؛ 1966.

محور این نقد چیست؟

سکوت هم می‌تواند کنش باشد؛ بررسی شیوه روایت و اجرا در کنار نقاط قابل‌بحث فیلم.

آیا پایان فیلم در این نقد افشا می‌شود؟

پایان و چرخش‌های تعیین‌کننده قصه بازگو نشده‌اند؛ برای تماشای اول قابل خواندن است.

#پرسونا#Persona#اینگمار برگمان#۱۲۰ فیلم برتر تاریخ سینما#نقد فیلم