PARADOXآکادمی سینما پارادوکس
معرفی فیلم

نقد و بررسی فیلم «نفرت» (La Haine)؛ 1995

مهزیار موسوی۵ دقیقه مطالعه
خلاصه در یک نگاه

«نفرت» ساخته متیو کاسوویتس، یکی از آثار شاخص سینمای فرانسه است. این نقد بدون لو دادن پایان، قصه، زبان تصویری و نقاط قابل‌بحث فیلم را بررسی می‌کند.

پوستر فیلم نفرت (La Haine)، محصول 1995

پس از درگیری با پلیس، سه دوست در حومه پاریس یک شبانه‌روز پرتنش را می‌گذرانند. «نفرت» با شمارش زمان، حادثه‌ای قریب‌الوقوع را حس‌پذیر می‌کند، اما موتور درام فقط انتظار انفجار نیست. وینز، سعید و اوبر در برابر یک وضعیت مشترک واکنش‌های متفاوت دارند؛ رفاقتشان هم پناه است و هم عرصه اختلاف درباره خشم، غرور و امکان خروج.

مشخصات فیلم: La Haine | 1995 | کارگردان: متیو کاسوویتس | کشور: فرانسه

کارگردانی، تصویر و صدا

سیاه‌وسفید فیلم حومه را از ظاهر گزارش تلویزیونی جدا می‌کند و به معماری بتن، راه‌پله و میدان‌ها وزن تصویری می‌دهد. حرکت‌های نرم دوربین و قاب‌های گروهی، انرژی جمع را ثبت می‌کنند؛ ورود به مرکز پاریس این ریتم را ناگهان غریبه می‌کند. موسیقی و شوخی‌های خیابانی در کنار تهدید قرار می‌گیرند، بنابراین آدم‌ها تنها به مصیبت‌های اجتماعی خلاصه نمی‌شوند.

نمای آغازین و روایت مردی که از ساختمان سقوط می‌کند، فیلم را با ایده‌ای ساده اما ناآرام قاب می‌گیرند: مسئله فقط خود سقوط نیست، لحظه برخورد با زمین است. شمارش زمان به همین دلیل کار می‌کند؛ هر شوخی یا درگیری کوچک زیر سایه پیامدی بزرگ‌تر قرار دارد. نمایش آینه و حرکت وینز، تصویر مردانگی آموخته‌شده از سینما را پیش چشم ما می‌گذارد.

نقد؛ فیلم کجا اثر می‌گذارد و کجا جای بحث دارد؟

فیلم وقتی قوی است که خشونت را چرخه‌ای از تحقیر و نمایش قدرت نشان می‌دهد، نه ویژگی ذاتی محله. با این حال ممکن است برخی صحنه‌ها را بیش از اندازه طراحی‌شده یا شعارگونه یافت؛ کاسوویتس آشکارا می‌خواهد اثرش ضربه بزند. این انتخاب به اثر فوریت می‌دهد، اما گاهی جایی کمتر برای ابهام می‌گذارد. تکیه بر سه شخصیت، پیچیدگی‌های وسیع‌تر حومه را هم ناگزیر فشرده می‌کند.

در مقایسه با پاریس پرسه‌زن‌های موج نو، شهر در «نفرت» دسترسی برابر ندارد. حومه و مرکز با حمل‌ونقل به هم وصل‌اند، اما شخصیت‌ها در فضای مرکزی پذیرفته نمی‌شوند. کاسوویتس این شکاف را در رفتار پلیس، معماری و نگاه رهگذران مجسم می‌کند؛ از همین رو فیلم هنوز فقط سند یک بحران دهه نود نیست.

رفاقت زیر فشار زمان

وینز، سعید و اوبر هیچ‌گاه یک نظر واحد ندارند. یکی می‌خواهد با نمایش خشونت احترام بگیرد، دیگری با شوخی موقعیت را سبک کند و سومی می‌کوشد راهی برای دور شدن پیدا کند. فیلم با کنار هم نگه داشتن آنان، اختلاف راهبردهای زیستن در یک فشار مشترک را نشان می‌دهد. هر بار که گروه از هم جدا می‌شود، آسیب‌پذیری فردی پررنگ‌تر است؛ هر بار که دوباره جمع می‌شوند، اختلاف حل‌نشده همچنان همراهشان می‌آید.

فرم پرانرژی و خطر جذاب‌سازی خشم

حرکت‌های دوربین و شوخی‌های شخصیت‌ها فیلم را زنده می‌کنند، ولی خطر دارند که خشم را به ژستی جذاب تبدیل کنند. کاسوویتس بارها با پیامدهای تلخ و با مکث‌های بی‌قهرمان این خطر را مهار می‌کند. تماشاگر ممکن است از جسارت وینز هیجان‌زده شود؛ فیلم اصرار دارد بپرسیم این جسارت در چه جهانی آموخته شده و به چه کسی آسیب می‌زند. نقد اثر باید هر دو سوی این انرژی را ببیند، نه فقط پیام سیاسی یا مهارت تکنیکی‌اش را.

سه بدن، یک شهر

وینز اغلب با حرکت‌های نمایشی خود فضا را تصرف می‌کند، سعید با زبان و شوخی به آن واکنش نشان می‌دهد و اوبر بیشتر فاصله می‌گیرد و موقعیت را می‌سنجد. کاسوویتس این تفاوت‌ها را فقط در دیالوگ نمی‌نویسد؛ جای ایستادن آنان در قاب و چگونگی عبورشان از محله‌های مختلف نیز آن را نشان می‌دهد. در بازبینی، یک صحنه گروهی را بدون صدا تصور کنید و ببینید رابطه قدرت هنوز قابل خواندن هست یا نه.

فیلم از نظر تاریخی درباره تنش‌های مشخص فرانسه دهه نود است، ولی نباید آن را به یک «پیام جهانی» بی‌زمینه فروکاست. مهاجرت، طبقه، نژاد و رابطه پلیس با حومه در آن مشخص‌اند. در عین حال شکل روایتِ شمارش معکوس به تماشاگرانی بیرون آن بافت نیز فشار زمان را منتقل می‌کند. ارزش فیلم در پیوند این موقعیت دقیق با فرمی قابل‌حس است، نه در اینکه بتوان هر شهر و هر بحران را بی‌دقت به جای آن نشاند.

راهنمای تماشا و ارزش بازبینی

«نفرت» را به چشم گزارشی کامل از فرانسه نبینید؛ آن را روایتی متمرکز از زمان و فشار تماشا کنید. به تفاوت لحن سه دوست و اینکه دوربین در هر محله چقدر به آنان فضا می‌دهد دقت کنید. فیلم هنوز گفت‌وگویی جدی درباره رابطه پلیس، رسانه و جوانان محروم ایجاد می‌کند، چون هیجان فرمی‌اش از مسئله اجتماعی جدا نشده است.

عنوان فیلم ممکن است ما را به جست‌وجوی فردی «نفرت‌انگیز» ببرد، اما کاسوویتس نفرت را رابطه‌ای چرخشی می‌بیند. تحقیر، نمایش قدرت و پاسخِ خشمگینانه یکدیگر را تقویت می‌کنند. هیچ‌کدام از سه دوست به تنهایی نماینده کامل این چرخه نیستند و فیلم نیز آنان را به سخنگویانی بی‌نقص بدل نمی‌کند. همین اختلاف و خطای انسانی، از مقاله سیاسی شدن اثر جلوگیری می‌کند. برای نقد آن باید هم ریشه‌های ساختاری خشونت را دید و هم مسئولیت تصمیم‌های مشخصی را که شخصیت‌ها در طول آن روز می‌گیرند.

پرسشی برای گفت‌وگو

اگر شمارش زمان از فیلم حذف می‌شد، آیا همان فشار را حس می‌کردیم؟ ساختار ۲۴ ساعته به هر برخورد کوچک وزنی می‌دهد که در زندگی عادی شاید پراکنده به نظر برسد. بحث درباره این انتخاب فرمی کمک می‌کند رابطه میان خشم اجتماعی و تعلیق سینمایی را دقیق‌تر ببینیم.

برای دیدن نسبت‌های تاریخی و فرمی، نقد «کار نیکو» و «چهارصد ضربه» را هم بخوانید. اطلاعات تکمیلی و زمینه سینمایی را می‌توان در مطالب مؤسسه فیلم بریتانیا بررسی کرد.

پرسش‌های متداول

داستان فیلم «نفرت» درباره چیست؟

پس از درگیری با پلیس، سه دوست در حومه پاریس یک شبانه‌روز پرتنش را می‌گذرانند.

در کارگردانی «نفرت» به چه چیزی توجه کنیم؟

سیاه‌وسفید فیلم حومه را از ظاهر گزارش تلویزیونی جدا می‌کند و به معماری بتن، راه‌پله و میدان‌ها وزن تصویری می‌دهد.

نکته قابل‌بحث فیلم «نفرت» چیست؟

فیلم وقتی قوی است که خشونت را چرخه‌ای از تحقیر و نمایش قدرت نشان می‌دهد، نه ویژگی ذاتی محله.

#نفرت#La Haine#سینمای فرانسه#نقد فیلم#متیو کاسوویتس